یادداشت/

ما ادامه داریم....

گیرم که خشت و آهن یک پایگاه را ویران کردید، با اراده‌ٔ ملتی که از هر قطره خونش هزاران سینه‌ی سپرشده می‌روید، چه می‌کنید؟...
کد خبر: ۸۲۱۴۵۳
تاریخ انتشار: ۰۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۶ - 21March 2026

گروه دفاع‌پرس از سمنان، حسن عرفانیان- به این قطعه‌ی مچاله و دندانه‌دار خیره شوید؛ به این سوغات سربی و گداخته‌ غرب. این لاشه‌ی سرد، عصاره‌ی توحشی است که امروز بر سقف سمنان فرود آمد. لحظه‌ای چشمانتان را ببندید؛ صدای سوت موشک و بعد، انفجار. تصور کنید وقتی این غول آهنین در هوا چاک می‌خورد، ترکشها، همچون خنجرهای سرگردان، چه بر سر گوشت و استخوان انسان بی‌دفاع می‌آورند؟ این همان داغی است که پیش‌تر بر پیکر نحیف کودکان مدرسه‌ی میناب نشست، امضای کثیف دشمنی که نفسش به بوی خون زنده است.

یادداشت| ما ادامه داریم..
امروز کجا را زدند؟ پادگان؟ انبار مهمات؟ نه! موشک‌ها درست در قلبی غیرنظامی، بر سر «ساختمان بسیج اقشار» فرود آمدند؛ پایگاهی که سلاحش «گره‌گشایی» و مأموریتش فقط یک کلمه بود: «مردم». دشمنی که در میدان نبرد زانو زده، حالا جنون‌وار سنگر خدمت‌رسانی را می‌زند تا طناب پیوند میان این جامعه و خادمانش را پاره کند. اما این وحوش هنوز ما را نشناخته‌اند. 

درد بی‌درمان آن‌ها دیوارهای مادی ما نیست؛ کابوسشان «همدلی» دست‌هایی است که در اوج آوار، محکم‌تر به هم گره می‌خورند. گیرم که خشت و آهن یک پایگاه را ویران کردید، با اراده‌ ملتی که از هر قطره خونش هزاران سینه‌ی سپرشده می‌روید، چه می‌کنید؟ مشت‌های ما پر از اراده و قلب‌هایمان لبریز از خشم مقدس است. 

ما از دل همین آوار برمی‌خیزیم، زخم‌هایمان را می‌بندیم و با گلویی به وسعت تاریخ فریاد می‌زنیم: این آهن سرد را در حافظه‌ی خونین خود نگه می‌داریم تا روزی که همین شعله‌ها را به جان تفالهٔ قدرتتان بیندازیم و خاکسترتان کنیم.

انتهای پیام/

نظر شما
پربیننده ها